السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
52
تفسير الميزان ( فارسي )
برانگيختن و وادار نمودن كفار براى قلع و قمع كردن مردمى در صورتى كه از باب مجازات باشد بعث الهى است و لازم نيست كه مجازات الهى هميشه به دست مؤمنين صورت گيرد . و اما دومى به خاطر اينكه كفار هم بندگان خدايند ، آن هم در مثل اين آيه كه بندگان را به وصف باس و شدت و خونخوارى توصيف نموده . قول « 1 » ديگرى نيز هست كه بىشباهت بقول اين مفسر نيست ، و آن اين است كه ممكن است افراد مبعوث شده ، مؤمنينى بودهاند كه خداوند دستورشان داده تا با اين طايفه جهاد كنند ، و نيز ممكن است كه كفارى بودهاند كه يكى از پيغمبران با آنان ائتلاف كرده كه با اين طايفه بجنگند و آنان را بر ايشان كه مثل خود آنان كفار و فساق بودند مسلط ساخته باشد و ليكن همان اشكالى كه بقول قبلى وارد مىشد بر اين قول نيز وارد مىگردد . و جمله * ( « وَكانَ وَعْداً مَفْعُولًا » ) * تاكيد است بر حتمى بودن قضاء و معنايش اين است كه چون زمان آن عذاب كه در برابر فساد اولتان وعده داديم رسيد از ميان مردم بندگانى نيرومند و خونخوار را عليه شما برمىانگيزيم تا سرزمينهاى شما را با قهر و غلبه مسخر نموده و تا مركز سرزمينهايتان پيش روى كنند و شما را ذليل و استقلال و علو و آقائيتان را تباه سازند و اين خود وعده اى است شدنى كه گريزى از آن نيست . * ( « ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً » ) * . در مجمع البيان گفته است كه : كلمه : « كرة » به معناى « برگشتن » و هم به معناى « دولت » است ، و « نفير » به معناى « نفر و عدد رجال » است ، و زجاج در معناى آن گفته است : ممكن هم هست كه « نفير » جمع « نفر » باشد ، هم چنان كه در جمع « عبد » ، « عبيد » و در جمع « ضأن » ( گوسفند ) ، « ضئين » و در جمع معز ( بز ) معيز و در جمع كلب ( سگ ) كليب هم مىگويند ، و « نفر » انسان و « نفر » - با سكون - و « نفير » و « نافرة » به معناى گروهى است كه او را يارى مىكنند ، و با او كوچ مىكنند « 2 » . و معناى آيه روشن است ، و ظاهرش اين است كه بنى اسرائيل به زودى به دولت سابق خود بازگشته و بعد از عذاب بار اول بر دشمنان مسلط مىشوند ، و از چنگ استعمار رهايى مىيابند و به تدريج و در برهه اى از زمان اين برگشتن صورت خواهد گرفت ، زيرا امداد شدنشان به اموال و فرزندان و بالا رفتن آمارشان به زمان قابل توجهى احتياج دارد .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 398 به نقل از ابى مسلم . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 398 .